راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

جهت نما

تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست

 و گر خطاست مرا از خطا ابایی نیست

 

 بیا که در شب گرداب زلف موّاجت

 به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست

 

درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا

 به جز صدای قدم های تو صدایی نیست

 

 نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون

 که هر کجا خبری هست ادعایی نیست

 

 دلیل عشق فراموش کردن دنیاست

 و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست

 

 سفر به مقصد سر در گمی رسید چه خوب

 که در ادامه ی این راه ردّ پایی نیست


فاضل نظری

 

۴ نظر

سیر و سلوک زائر

کتاب سیر و سلوک زائر اثر جان بانی‌ین از شاهکارهای عرفانی ادبیات انگلیس است که در قالب کنایات و استعارت و تشبیهات بیان شده و نموداری است از :

تلاش روح انسان در جدال با زندگی، برای عبور از فراز و نشیبهای دوران حیات، و رسیدن به وادی رستگاری و تقدس، و شرح مخاطرات و مخافات، غم‌ها و شکست‌ها و ناامیدی‌ها یا موفقیت‌‌هایی که پیش می‌آید؛ این روح در این جدال گاه ناامید است و گاه امیدوار.

جان بانی ین پرسش‌هایی چون«بودن انسان»و«اینکه از کجا آمده»و «به کجا می‌رود»«و«صلاح و رستگاری او چیست؟»طرح می‌کند و آن‌گاه با تمسک به آیات انجیل عهد عتیق و جدید به آنها پاسخ می‌دهد.وی از زبان‌ شخصیت‌های کتاب مقدس سخن می‌گوید و در واقع«مزامیر»،«رسائل‌ پولس رسول»،«غزل‌های سلیمان»و«سفر پیدایش»را تأویل می‌کند.

از دیگر مشخصه‌های این کتاب پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی‌ است.به عبارتی یکی از بیت الغزل‌های مهم مؤلف نگرش وی به آیین‌های‌ مذهبی عصر پیوریتن است.

این همه،بعد عرفانی در کتاب اساسی است.سیر و سلوک زائر با سفر سالکی آغاز می‌شود که از دیار عدم به دروازهء ملکوت راه می‌یابد و حماسهء زندگی او شروع می‌شود.مؤلف سیر و سلوک عرفانی شخصیت اصلی و تمثیلی کتاب را آن‌گونه به سمت منازل دوگانهء سیر و سلوک از جمله ترس، ریاضت،رهایی،جذبه و شور و غفلت می‌کشاند که گویی خواننده خود وارد آن‌ مراحل می‌شود و منازل را طی می‌کند یا در زندگانی خود این تجربه‌ها را اندوخته است.

از این رو،رنگ،صورت،غرش،زمین و آسمان،لرزش زمین‌ و طوفان را می‌توان در جزر و مد برخوردهای روحانی و درونی خود حس کرد. اما ناگفته نماند که در کتاب بانی ین همهء این آیت‌ها و انسان‌های تمثیلی در واقع اشخاص حقیقی اجتماع‌اند.نویسنده در وصف آنان چنان مهارتی نشان‌ می‌دهد که اشخاص برای خوانندهء این اثر،عینی و ملموس می‌شوند…


رمان معروف «سیر و سلوک زائر» در رتبه نخست بهترین رمان‌های تاریخ ادبیات انگلیس از نگاه روزنامه گاردین قرار گرفت. 

این شاهکار ادبی پس از انجیل، بزرگترین گستره‌ی خوانندگان انگلیسی‌زبان را از آن خود کرده و بیشترین تاثیر را روی نویسندگان نسل‌های بعد گذاشته است. از میان معروفترین چهره‌هایی که تحت تاثیر این رمان ادبیات تعلیمی قرار گرفتند می‌توان به «شارلوت برونته»، «ویلیام تکری»، «مارک تواین»، «سی.اس. لوییس»، «جان اشتاین‌بک» و «انید بلایتون» اشاره کرد. 

داستان یک مرد در جست‌وجوی حقیقت، موضوع غالب بسیاری از این قصه‌هاست. بانیان وجه تمایز درخشانی با دیگر نویسندگان هم‌عصرش داشت و آن گوش شنوا برای ریتم‌های ادبیات محاوره و سود بردن از آن در دیالوگ‌های بین شخصیت‌های کتابش بود. در یک کلام باید گفت داستان‌های بانیان ساده و باورپذیر بودند، اما نثر و سبک برجسته‌ی او بود که کارش را به اثری فرازمان طی قرن‌های گذشته بدل کرده است. 

۶ نظر

دعوت دوست

۲ نظر

پاک سازی إگاهی

 
۱. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید و ژرف‌ترین آرزویتان برای امروز چیست.

۲.انتخاب کنید که امروز می‌خواهید چه سطحی از آگاهی را بکاوید. سپس سه انتخابی را که ضامن دست‌یابی شما به این حالت هستند، بنویسید. به یاد داشته باشید که شما نیرومند هستید!

۳. با تمرکز کامل و توجه برکاری که در دست دارید، از گذشته بیرون بیایید. مهم نیست کار شما چه قدر معمولی و پیش پا افتاده باشد. قدر این موهبت را بدانید که امروز زنده هستید.

۴. با بدن خود چنان رفتار کنید که گویی ارزشمندترین کودکی‌ست که در آغوش گرفته‌اید. امروز این کودک را نوازش کنید و غذاهای مقوی و حرکات نشاط‌ آور به او بدهید.

۵. همه چیز را رها و به خدا واگذار کنید. نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های خود را به قدرتی بزرگ‌تر از خودتان بسپارید. پیش از خواب، تشویش‌های خود را بنویسید و در کیسه‌ی زباله بیرون خانه بگذارید تا دور ریخته شوند.

۶. امروز، زندگی‌اتان را همانگونه که هست، بپذیرید. همه‌ی آنچه را نمی‌توانید تغییر دهید، بپذیرید. یادتان باشد فردا روزی تازه در پیش است. نفسی عمیق بکشید.

۵ نظر

شرق اندوه

من شرق اندوهم، دلم بودا، تنم سرد است

در تبت اندیشه ام یک معبد زرد است


زرتشت هر شب می شود مهمان چشمانم

در یشت هایش سرخی آواز یک مرد است


مانی سوار اسبهای رنگی ارتنگ
 
محبوس کج اندیشی مغهای بی درد است


بودای آرامش میان سکر کوهستان
 
در خلسه چون اسطوره های بی هماورد است


فوارهء عصر اساطیر کهن دیریست

پامال افکار درشت دیو شبگرد است
 

در عصر آهن، عصر تحریم گل و آواز
 
حتی مزامیر زبور از آسمان طرد است
 

انگاره های سنگی غار نخستین باز
 
بر سینهء عریان خنّاسان ولگرد است

 

هر روز می روید خدایی تازه از فولاد
 
این اخرین بتواره هم قربانی نرد است

رحمانی
۳ نظر

مینوی خرد

پرسید دانا از مینوی خرد که خرد بهتر است یا هنر یا نیکی ؟

مینوی خرد پاسخ داد که خردی که با آن نیکی نیست آن را خرد نباید شمرد 

و

هنری که خرد با آن نیست، آن را هنر نباید شمرد. 



مینوی خرد ـ ترجمه احمد تفضلی ـ به کوشش ژاله آموزگار 

۴ نظر
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان