راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

روزی که تو را نبینم آن روز مباد


بی روی تو خورشید جهان‌سوز مباد

هم بی‌تو چراغ عالم افروز مباد

با وصل تو کس چو من بد آموز مباد

روزی که ترا نبینم آن روز مباد


رودکی



۴ نظر

حرکات موزون

 مجبور به خوندن یه کتاب کسل کننده بودم. گوشیم کنار دستم بود، تلگرام رو باز کردم، یه

آهنگ برام فرستاده بودن. با شنیدنش نمی دونم یهو چی شد که دیدم وسط اتاق در حال

انجام حرکات موزونم :))

البته همچین حرکات موزون هم نبود، عجیب این که موسیقی آروم بود ولی انگار ریتمیک

ترین موسیقی دنیا رو می شنیدم.

این یه طرف ماجرا و طرف دیگه اهل خونه که با تعجب منو نگاه می کردن.

اونا:

موژان چه بلایی سرت اومده :)

چیزی نخوردی که های شدی :)

حالا چشات رو باز کن :)

نه خیر ... ولش کنین تو حال خودش باشه:)

آخه قلبش وامیسته :)

موژان ! بشین...بسه :)

من:

همچنان در حال رقص و آهنگ روی تکرار...


۵ نظر

روز واقعه


چگونه با تو باشم که در تو فنا شم
تو رفته ای و بهتر که من هم نباشم

چگونه جان خود را به دستم بگیرم
بگو چگونه باید برایت بمیرم


 


تو با دلم چه کردی که در زمان ندیدم
من آن نشانه ها را به این نشان ندیدم

 

 

 

 

۱ نظر

دانش

دانش و مخصوصا نفسی که با دانش می آید احساس اینکه " من می دانم " تو را می بندد . تو چه می دانی ؟ شاید اطلاعات زیادی گرد آوری کنی ولی این معرفت نیست . شاید گرد و غبار زیادی اندوخته باشی اما این شناخت نیست . شاید درباره بودا بدانی، درباره عیسی بدانی، اما این شناخت نیست . تا زمانی که یک بودا نشده ای معرفتی نیست ، تا زمانی یک مسیح نیستی معرفتی وجود ندارد . معرفت از هستی می آید نه از حافظه . می توانی یک سلسله محفوظات داشته باشی . حافظه فقط یک مکانیزم است . به تو وجود غنی تری نمی دهد . شاید رویاهای ترسناکی بدهد ، اما وجود غنی تری نخواهد داد . تو با همان محتویات باقی می مانی با مقدار زیادی گرد و غبار .

 یوگا ابتدا و انتها

 اشو 

۰ نظر

صوراسرافیل

به سفارش دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران، مقالۀ "صور اسرافیل" را باید می نوشتم.


با مراجعه به اصل روزنامه، مطالب جالبی در آن خواندم که معرفی کوتاهی از آن، برای دوستانم، خالی از لطف نیست.

صوراسرافیل نشریه ای سیاسی، خبری اجتماعی با گرایش مشروطه خواهی و انقلابی و از مهم ترین نشریات دوران مشروطه بود. این نشریه به صورت هفته نامه

به سردبیری میرزا جهانگیر خان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی به مدتی کوتاه در حدود یکسال ( 1325ق/1907م تا 1326ق/1908) در تهران منتشر می شد.


شهرت صور اسرافیل بیشتر به دلیل ستون "چَرَند پَرَند" نوشته علی اکبر دهخدا و با نامهای مستعار "دخو"، "خرمگس"، "روزنومچی"، "برهنه خوشحال" و..... بود. دهخدا در چرند پرند، با لحنی طنزآمیز، نقدهای تندی به عناصر فاسد جامعه می کرد و در آگاه ساختن مردم از مسائل جامعۀ ایرانی بسیار موثر بود. شیوۀ دهخدا در بیان مطالب طنز، سبک ادبی جدیدی در نثر فارسی معاصر در ایران به وجود آورد.

قزاقهای محمدعلی شاه، میرزا جهانگیر خان را به دار آویختند و دهخدا و چندتن از آزادیخواهان دیگر رانیز تبعید کردند.

سعید نفیسی در کتاب شاهکارهای نثر فارسی مطالب چرند پرند را از صوراسرافیل جدا و به چاپ رساند. البته پس از او نیز این کار با چاپهای دیگر ادامه یافت از جمله چاپ بسیار کامل دبیر سیاقی.

این مقدمه را نوشتم که بگویم از خواندن مطالب دهخدا در چرند پرند بسیار لذت بردم چراکه بی تناسب با امور رایج نیست.....

بخش هایی از دو مقالۀ آن را می نویسم، امیدوارم لذت ببرید:

"......حالا من به تمام برادران مسلمان غیور تریاکی خود اعلان می کنم، که ترک تریاک ممکن است به اینکه اولا در امر ترک مصمم باشند، ثانیا مثلا یک نفر که روزی دو مثقال تریاک می خورد، روزی یک گندم از تریاک کم کرده دو گندم مرفین به جای آن زیاد کندو و کسی که ده مثقال تریاک می کشد روزی دو گندم مرفین به جای آن زیاد کند و کسی که ده مثقال تریاک می کشد روزی یک نخود کم کرده دو نخود حشیش اضافه نماید و همینطور مداومت کند تا.......ترک عادت موجب مرض نیست، کار خیلی آسانی است و همیشه متشخصین هم که می خواهند عادت زشتی را از سر مردم بیندازند همینطور می کنند...... عقل و دولت قرین یکدیگرست....مثلا وقتی بزرگان فکر می کنند که مردم فقیرند و استطاعت نان گندم خوردن ندارند ...روز اول سال نان را با گندم خالص می پزند روز دوم در هر خروار یک من تلخه، جو، سیاه دانه، خاک ارّه ، یونجه، شن و ...می زنند. روز دوم دو من، روز سوم سه من، و بعد از صد روز، صد من تلخه، در حالیکه هیچکس ملتفت نشده و عادت نان گندم خوردن از سر مردم افتاده است....."

در مقاله ای دیگر می نویسد....

".......خوب عزیزم دمدمی بگو ببینم تا حالا من چه گفته ام که تو را آن قدر ترس برداشته است؟ می گوید قباحت دارد مردم که مغز خر نخورده اند. تا تو بگویی ف من می فهمم فرحزاد است. تو بلکه فردا دلت خواست بنویسی پارتی های بزرگان ما از روی هواخواهی روس و انگلیس تعیین می شود. یا بنویسی، بعضی از ملّاهای ما حالا دیگر از فروختن موقوفات دست برداشته اند به فروش مملکت دست گذاشته اند یا بنویسی در قزاقخانه، صاحب منصبانی که برای خیانت به وطن حاضر نشوند، مسموم می شوند......


۳ نظر

دستان خدا

خداوندا! خواستم دستت رابگیرم، نگاهم به دستانم افتاد، خاطرم آمد این دست ها مخلوق تو هستند و تجلی تو ...

خواستم صدایت کنم خاطرم آمد خوانده بودی 

و قسم به کلمه 

خواستم جستجویت کنم  .... نه قدم از قدمم حرکت کرد و نه چشمم  به دنبالت گشت

گویی همه ی اجزای وجودم تو را می شناسند

خواستم درخواستی از تو داشته باشم ... 

یادم آمد تو ... 

خالق من ... 

واقف به دل و اسرارم هستی

خداوندا!

چگونه دستی دستت را بگیرد حال آنکه مالک تمام دست ها تویی

چگونه کلامی بر زبان آورم وقتی می دانم کلام از توست

و چگونه بخواهمت و بخوانمت و بجویمت

که از همه ی جهان تو عیان تر و حاضر تر و دانا تری,,,

که همه ی جهان صورت توست و من صورتی از تو

و تو .... خدای متعالی

دستهایم را بر روی لبهایم می گذارم و بوسه می زنم

این دست ها .... دستان تو اند ...

و این بوسه، بوسه ی تو

سخن شمرده شمرده خواهم گفت

مبادا کلامی از کلامت را ناشنیده فراموش کنم

خداوندا!

مرا بر خود محو گردان

و مرا بر خود بپوشان

که یقین دارم

همان دم که در دل تو را یافتم

دستانم ... دستانت .... و یاری،  حی و حاضر است

"یا حی یا قیوم"

و به بانگ بلند می خوانم

با نام و اذن تو

و گواهی می دهم ...ید الله فوق ایدیهم

مرا .... بر این برکت سزاوار بدان,,

۵ نظر

هیهات

ای نورتر از نورتر از نورتر از نور

ای ماه تر از ماه تر از ماه تر از ماه



خواننده: حامد همایون

ترانه: سهیل حسینی



۳ نظر

فاصله مقدس

.

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ 

ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﻣﻘﺪﺱ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ ؛

ﯾﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ ...!

ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻳﺪ !؟

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﻌﺎﺑﺪ ﻭ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻣﻘﺪﺱ ،

ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ...! ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﻳﻌﻨﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﺪﻥ ﺑﻪ ﺣﺮﯾﻤﯽ

ﮐﻪ ؛

ﺣﻖّ ﻣﺴﻠّﻢ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ .

ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻣﺘﺮ ،

ﻭ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻓﮑﺮ ، ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺷﻮﺩ .

ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎ ﺣﻖّ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻫﺮﻃﻮﺭﮐﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ،

ﺳﺮﮎ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﻳﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻛﻨﻴﻢ ...!


"ﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻣﺎﻥ"

۳ نظر

امتحان قالب

سلام دوستان

تغییر چندبارۀ قالب وبلاگ فقط به این دلیل است که امتحان کنم، در کدام قالب حسّ خوش نوشتن دارم

امیدوارم این تغییرات سبب آزردگی دوستان نشود..............

الان نوشتم که امتحان کنم


امتحان می کنیم

الو الو.......صدا میاد؟

:)))))))))))))))

۴ نظر

راز دل



ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر


شعر از بهادر یگانه

عکس از آلن

پ ن: به اصرار دانیال صدای استادش، علی زند وکیلی، که در کلاس این ترانه را خوانده اند، به این پست اضافه می کنم. حجمش خیلی زیاده ولی واقعا نتونستم کم کنم :(



دریافت


۴ نظر
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان