راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

تفعل

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند

اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی

وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند

دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او

نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند

گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام

گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طراری کند

پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده‌است بو

از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند

چون من گدای بی‌نشان مشکل بود یاری چنان

سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند

زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم

از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند

شد لشکر غم بی عدد از بخت می‌خواهم مدد

تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند

با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او

کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند

۰ نظر

صراحی

صراحی می کشم پنهان و مردم دفتر انگارند
عجب گر آتش این زرق در دفتر نمی گیرد


حافظ


۳ نظر

خوگیری به لذت

«ما انسان‌ها عمدتاً به این دلیل ناشادیم که سیری‌ناپذیر هستیم؛ پس از آنکه سخت برای آنچه می‌خواهیم کار کردیم معمولاً علاقه‌مان را به آنچه بدان میل داشتیم از دست می‌دهیم. به جای احساس رضایت، ملول می‌شویم و در واکنش به این ملال، به سراغ ارضای امیال تازه و حتی بزرگتری می‌رویم.

دو تن از روان‌شناسان این پدیده را بررسی کرده‌اند و نامی به آن داده‌اند: خوگیری به لذت.

یک راه رسیدن به شادکامی این است که فرایند خوگیری را در همان نطفه خفه کنیم: وقتی به چیزی رسیدیم که برای داشتنش سخت تلاش کرده‌ایم، باید دست به کارهایی بزنیم تا آن چیز برایمان عادی نشود... آسان‌ترین راه برای رسیدن به شادکامی این است که بیاموزیم چگونه چیزهایی را بخواهیم که داریم.

رواقیون گمان می‌کردند پاسخی برای این پرسش دارند. آنها توصیه می‌کردند که تصور کنیم همه‌ی چیزهای مورد علاقه‌مان را از دست داده‌ایم... رواقیون از این شگرد که آن را «فکر کردن به اتفاقات ناگوار» می‌نامیم، استفاده کرده‌اند. به نظر من این ارزشمندترین شگرد در جعبه‌ی ابزار روانشناختی رواقیون است.

خوگیری به لذت آنقدر قوی است که می‌تواند توانایی لذت بردن از زندگی و جهان را در ما بکُشد. فکر کردن به اتفاقات ناگوار راه‌حل قدرت‌مندی برای مقابله با خوگیری به لذت است. اگر به از دست دادن داشته‌هایمان فکر کنیم، می‌توانیم دوباره آنها را کشف کنیم و با تجدیدِ احساس قدردانی از داشتن آنها،‌توان لذت بُردن از آنها را هم در وجودمان احیا کنیم.


سنکا می‌گوید: «بخت بد بیش از همه به کسانی ضربه می‌زند که جز به بخت خوش نمی‌اندیشند.» اپیکتتوس هم همین توصیه را می‌کند: «باید به خاطر داشته باشیم که هیچ چیز در هیچ کجا برای همیشه نمی‌پاید. اگر متوجه این نکته نباشیم و بی‌‌خیال با این فکر زندگی کنیم که همیشه از همه‌ی چیزهای خوبی که داریم برخوردار خواهیم بود، وقتی که آن چیزهایی را که دوست داریم از دست می‌دهیم، گرفتار رنج و محنبت عظیمی می‌شویم.»

توصیه‌ی اپیکتتوس این است: «دقیقاً همان لحظه که فرزندمان را می‌بوسیم باید با خودمان فکر کنیم که شاید او همین فردا از دنیا برود.»... اپیکتتوس توصیه می‌کند وقتی از دوستی خداحافظی می‌کنیم، خوب است به این فکر کنیم که شاید این آخرین خداحافظی‌مان باشد. با این کار کمتر ممکن است به دوستانمان عادت کنیم و در نتیجه لذت بیشتری از دوستی‌مان می‌بریم.»


[فلسفه‌ای برای زندگی، ویلیام اروین، ترجمه محمود مقدسی،‌ نشر گمان]


صدیق قطبی

۴ نظر
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان