راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

مشکل چیست؟

معلم دیروز گفت: مشکل این روزهای ما نداشتن آگاهی نیست

مشکل در عمل نکردن به آگاهی هایمان است...

مشکل این است که بسیار سخن می گوییم و کم می شنویم...

گفت: ذهنمان را خاموش کنیم تا هدایتگر درون با ما سخن گوید....

و چه دلنشین است این سخن :))

۵ نظر

به دست آوردن آرامش

آرامش 

با دلی مشتاق و اراده ای چون آتش

به جنگ برخاستم تا قلعۀ آرزو را بگشایم

و با خویش گفتم که " بی گمان آرامش از آن من خواهد بود ".

امّا در این نبردِ ملامت بار، زندگی تلخ شد.

زندگی تلخ شد و روحم خسته و غرورم آزرده،

فریاد به آسمان برآوردم که

" آخر ای خدا، مرا آرامش بخش وگرنه هلاک خواهم شد "،

امّا از ستارگان گنگ و ناشنوا برق پاسخی ندرخشید.

سرانجام، شکسته و نومید، سر فرود آوردم،

خود را فراموش کردم و گفتم:

" بگذار هرچه مشیّت اوست جاری شود "

و همان دم بر چشمۀ آرامش فرود آمدم.

هنری ون دایک


" Peace "

With eager heart and will on fire,

I strove to win my great desire.

" Peace shall be mine, " I said; but life

Grew bitter in the weary strife.

My soul was weary, and my pride

Was wounded deep; to Heaven I cried,

" God grant me peace or I must die; "

The dumb stars glittered no reply.

Broken at last, I bowed my head,

Forgetting all myself, and said,

" Whatever comes, His will be done; "

And in that moment peace was won.

Henry van Dyke


برگرفته از کتاب " آن خردمند دیگر " 

ترجمۀ حسین الهی قمشه ای


۳ نظر

دروغ گفتن و قانون کَرمه

از نظر طب انرژی، دروغ گفتن به خود و دیگران به هر دلیلی انسدادی برای روح است. زیرا روح انسان تماما نور است و هر گونه ناراستی آنرا سیاه و تیره می کند.

باید کارمای دروغ را بپذیریم هر دروغ برابر است با یک عقده، گره و انسداد!
اگر می خواهید چیزی را پنهان کنید دلیل ندارد که در جواب شخصی که میخواهد آنرا بداند برای خلاص شدن دروغ بگویید! سکوت کنید یا طفره بروید یا رک بگویید که نمی خواهم شما بدانید! دروغ نگویید.
این دروغ گفتن در کارهایی همچون تظاهر به عملی که مورد عقیده و خواست شما نیست، تظاهر به دینداری، تظاهر به ایمان، تظاهر به پولدار بودن، تظاهر به خوب بودن، تظاهر به خدمتگزار بودن، تظاهر به محبت، تظاهر به دانستن، تظاهر به کار کردن، تظاهر به دوست داشتن، تظاهر در تعریف کردن از دیگران و تظاهر به هر موضوع دیگر هم مصداق پیدا می کند.
دوستان به چیزی تظاهر نکنید و دروغ نگویید.
دروغ مستقیما به چاکرای گلو، ریشه، خورشیدی و قلب ضربه میزند.
دروغ در طب انرژی یکی از چندین عامل سرطان هم شناخته میشود.
دروغ نگویید و هر روز تکرار کنید فقط برای امروز با خود و دیگران صادق هستم.

پ ن: دروغ گفتن....چیزی که این روزا بسیار برایم آزاردهنده است، دروغ شنیدن در دوستی ها و همکاریها در محل کارم است!!! شاید برای فردی با روحیه حساس من اینهمه ناراحت کننده باشد، دوستی واقعی می گفت: تو از ابتدا اشتباه کردی که پنداشتی همه همانی هستند که می گویند و بروز می دهند :(( مواردی که برایم  روشن شده از دوستان! متحیّر کننده است.

شیوا، معلم عزیزم می گوید، آدمای اینجوری رسالتشون در  زندگی تو، اینه که درسی بهت بیاموزند و تا تو متوجه نشوی که اون درس چیه، از زندگیت خارج نمی شوند، پس سعی کن به جای عصبانیت و ناراحت شدن و از دست دادن کنترل و انرژیت، فکر کنی که دَرسِت چیه و چه چیزی باید از او بیاموزی  تا خلاص بشوی:((

" هر چه در دنیا اتفاق می افتد

یا ما را بیدار می کند و یا به خواب فرو می برد.

ما هستیم که انتخاب می کنیم خوابمان ببرد یا بیدار شویم"


۱ نظر

ناپایداری روابط انسانی

 
هر چه انسان باور کند که روابط انسانی ناپایدار است، اخلاقی‌تر زندگی خواهد کرد. یک مثال بزنم: همین الان هر کدام از شما می‌توانید یکی، دو تا ،سه تا ، nتا دوست را در نظر بگیرد که در برهه‌ای از زندگی‌تان آن دوستان را داشته‌اید. مثلا فرض کنید در سال‌های آخر دبیرستان دوستانی داشته‌اید که خیلی صمیمی و نزدیک به شما بوده‌اند. من فکر می‌کنم اگرالان به کمک حافظه‌تان برگردید به آن زمان، حتما به یاد می آورید که آن زمان هیچ وقت فکر نمی‌کردید که این دوستان روزی از شما دور بشوند. ولی الان شما آن دوستان را ندارید، سال به سال همدیگر را نمی‌بینید، سال به سال ازحال هم خبر ندارید، چه بسا اصلا قطع ارتباط کرده‌اید با هم. موارد افراطی‌اش را نمی‌گویم که شاید دشمن هم شده‌اید اما این مقدار هست که شاید نمی‌دانید دوستانتان کجا کار و زندگی می‌کنند. 
چه بسا من برای آن دوستی و حفظ آن دوستی قواعد اخلاقی را زیر پا می‌گذاشتم ، چون فکر می‌کردم اگر این دوستی را ایجاد کنم یا این دوستی را حفظ کنم تا آخر برایم خواهد ماند. می‌گفتم خب دوستی که برایم تا آخر می‌ماند، می‌ارزد که به خاطرش سه تا هم دروغ بگویم چهار تا هم خودستایی و تظاهر کرده باشم. 
آن کسی که به ناپایداری روابط انسانی عمیقا پی می‌برد، اخلاق خود را فدای ایجاد دوستی یا حفظ دوستی ایجاد شده نمی‌کند. چون می‌داند که اگر چهارچنگی هم به این مناسبات دوستی‌اش بچسبد، امور فقط به اختیار او نیستند. عوامل دیگری دست‌اندرکارند که یواش یواش آن دوست را از صحنه زندگی آدم دور می‌کنند. 
شما در اوج دوستی با یک انسان هیچ وقت تصور نمی‌کنیدکه روزی رابطه دوستی با او قطع خواهد شد و چون تصور نمی‌کنید، ممکن است برای اینکه این دوستی بماند، دست از ضوابط اخلاقی بردارید. اشاره‌ای که بودا به ناپایداری ضوابط اخلاقی داشت به این جهت بود که تشخیص داده بود که چون ما به مناسبات و روابط انسانی وقوف نداریم و گمان می‌کنیم که این روابط پایدار خواهد ماند آن وقت به خاطر حفظ این روابط، تظاهر می‌کنیم و دروغ می‌گوییم. 
اما اگر بدانیم که این روابط هرچه قدر هم که تلاش کنیم ممکن است از دست برود آن وقت دیگر نمی‌ارزد که برای دوستیی که اینقدر متزلزل و شکننده و ترد است و اینقدر زود از دست رفتنی است و خورشیدش زود ممکن است افول کند و غروب کند، نمی‌ارزد که من قواعد اخلاقی را زیر پا بگذارم.


استاد مصطفی ملکیان

۵ نظر
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان