راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

خدانگهدار پاییز دوست داشتنی من


اگر چشمت شب یلداست،من درگیر پاییزم

که هر شب پشت یک شیشه، برایت اشک می ریزم


زمستانم، مرا یلدا نشین چشم هایت کن

که از باران فراوانم، که از مهتاب لبریزم


غزل می خوانم امشب، بیت در بیتش تویی انگار

تویی آن شاه بیتی که به پایش شعر می ریزم


بیا امشب کنارم، عشق دم کردم، به زن بر دف

وَ مولانا بشو تن تن بخوان، من شمس تبریزم


شرابی از لبت می جوشد و مستم کن از عطرت

بکش آغوش، روحم را که شبگردی غم انگیزم


بیاور گیسوانت را رها کن روی دوش باد

که از گل های نیلوفر درین دنیا بپرهیزم


دلم مانند طفلی راه گم کرده پریشان است

کمک کن تا ازین پس کوچه ها آرام برخیزم


"همه کارم زِ خود کامی به بد نامی کشید آخر"

که یلدایی دگر آمد، برایت اشک می ریزم...

محمد حسن اسفندیار پور


یلدات مبارک میانه جون...
عالی مثل همیشه:)

ممنونم عزیزم :))

بر شما دختر نازنین هم مبارک :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان