راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

فاصله میان شکفتگی و آشفتگی

ما دوست داریم که به دیگری نزدیک شویم.  اما  نزدیکی به دیگری ما را به وحشت می اندازد.  «پارادوکس نزدیکی» شوق به نزدیکی در عین هراس از آن است.   اما چرا نزدیکی هراس آور است؟ 

 نزدیکی راه دادن دیگری به حریم خلوت خود است.  نیمه پنهان و خجول ما از پستوهای تاریک و تو بر توی وجود مان بیرون می خزد و شرمگینانه در برابر آینه نگاه دیگری عریان می ایستد.   ما غالباً نیمه پنهان مان را جز در تاریکی نمی بینیم- مثل فیل مولانا که در دل تاریکخانه نشسته است و جز به کف دست دیده نمی شود.  اما محرمیت در دل تاریکخانه روان ما شمع روشن می کند، و ما در پرتو آن یکباره موجود غریبه ای را می بینیم که خود ماست. 

اما فقط این نیست.  وقتی که برهنه در برابر دیگری تمام قامت می ایستیم، نگاه او ما را با تمام کژی ها و زشتی های پنهان مان می بیند.  «من بی نقاب» ما در برابر نگاه دیگری پا به پا می شود و نگران است که مبادا او من را در عریانی آسیب پذیرم ببیند اما نخواهد.   

محرمیت، یعنی عمیقترین سطح نزدیکی، وقتی دست می دهد که تو من را در برهنگی ام- یعنی بی نقاب و آسیب پذیر- ببینی، و بخواهی.  هیچ چیز به اندازه این پذیرفتگی به ما امنیت و آرامش نمی بخشد.  و در مقابل، هیچ چیز ما را چنان ویران نمی کند که دیگری ما را در عریانی مان ببیند اما نخواهد.   فاصله میان شکفتگی و آشفتگی یک آغوش است!


آرش نراقی

جالب بود .فاصله بین آشفتگی و شکفتگی

:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان