راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

ناپایداری روابط انسانی

 
هر چه انسان باور کند که روابط انسانی ناپایدار است، اخلاقی‌تر زندگی خواهد کرد. یک مثال بزنم: همین الان هر کدام از شما می‌توانید یکی، دو تا ،سه تا ، nتا دوست را در نظر بگیرد که در برهه‌ای از زندگی‌تان آن دوستان را داشته‌اید. مثلا فرض کنید در سال‌های آخر دبیرستان دوستانی داشته‌اید که خیلی صمیمی و نزدیک به شما بوده‌اند. من فکر می‌کنم اگرالان به کمک حافظه‌تان برگردید به آن زمان، حتما به یاد می آورید که آن زمان هیچ وقت فکر نمی‌کردید که این دوستان روزی از شما دور بشوند. ولی الان شما آن دوستان را ندارید، سال به سال همدیگر را نمی‌بینید، سال به سال ازحال هم خبر ندارید، چه بسا اصلا قطع ارتباط کرده‌اید با هم. موارد افراطی‌اش را نمی‌گویم که شاید دشمن هم شده‌اید اما این مقدار هست که شاید نمی‌دانید دوستانتان کجا کار و زندگی می‌کنند. 
چه بسا من برای آن دوستی و حفظ آن دوستی قواعد اخلاقی را زیر پا می‌گذاشتم ، چون فکر می‌کردم اگر این دوستی را ایجاد کنم یا این دوستی را حفظ کنم تا آخر برایم خواهد ماند. می‌گفتم خب دوستی که برایم تا آخر می‌ماند، می‌ارزد که به خاطرش سه تا هم دروغ بگویم چهار تا هم خودستایی و تظاهر کرده باشم. 
آن کسی که به ناپایداری روابط انسانی عمیقا پی می‌برد، اخلاق خود را فدای ایجاد دوستی یا حفظ دوستی ایجاد شده نمی‌کند. چون می‌داند که اگر چهارچنگی هم به این مناسبات دوستی‌اش بچسبد، امور فقط به اختیار او نیستند. عوامل دیگری دست‌اندرکارند که یواش یواش آن دوست را از صحنه زندگی آدم دور می‌کنند. 
شما در اوج دوستی با یک انسان هیچ وقت تصور نمی‌کنیدکه روزی رابطه دوستی با او قطع خواهد شد و چون تصور نمی‌کنید، ممکن است برای اینکه این دوستی بماند، دست از ضوابط اخلاقی بردارید. اشاره‌ای که بودا به ناپایداری ضوابط اخلاقی داشت به این جهت بود که تشخیص داده بود که چون ما به مناسبات و روابط انسانی وقوف نداریم و گمان می‌کنیم که این روابط پایدار خواهد ماند آن وقت به خاطر حفظ این روابط، تظاهر می‌کنیم و دروغ می‌گوییم. 
اما اگر بدانیم که این روابط هرچه قدر هم که تلاش کنیم ممکن است از دست برود آن وقت دیگر نمی‌ارزد که برای دوستیی که اینقدر متزلزل و شکننده و ترد است و اینقدر زود از دست رفتنی است و خورشیدش زود ممکن است افول کند و غروب کند، نمی‌ارزد که من قواعد اخلاقی را زیر پا بگذارم.


استاد مصطفی ملکیان

سلام موژان خانم 
سال نو مبارک 
ببخشید که دیر اومدم :(
ولی مهم اینکه اومدم :)
تو سال جدید براتون آرزوی سلامتی و خیر برکت و شادی دارم 
امیدوارم همیشه لبتون خندون باشه 

سلام آقا حمید

سال نو بر شما هم خوش و مبارک!
شما هر وقت بیایید اینجا خوبه :))
ممنون 

درود
راستش من ده سالی میشه که به این ناپایداریها پی بردم. واقعا با تمام وجود بهش اعتقاد دارم و تجربه هم کاملا بهم ثابت کرده. از وضعیت موجود هم ناراضی نیستم الحمدلله :)

سلام

بله ، اتفاقا اینجوری بهتر ارزش دوستیهای قدیمی مشخص می شود که البته انگشت شمار است.
منم وقتی فکرش رو می کنم، از ناپایداری برخی دوستیهام خوشحالم :))

سلام؛ عرض ادب
سخنان استاد بسیار زیبا بود... یه وقتایی واقعا ارزش نداره که قواعد اخلاقی را برای دوست هایی که مدت بودنشان معلوم نیست از بین ببریم، اما...
اما می ارزد برای کسانی که به معنای واقعی کلمه دوست هستند و می مانند. در غم و شادی و هنگام نیاز کنارت هستند... اینگونه دوستان بودنشان تضمین شده و دایمی است و نیازی نیست که قواعد اخلاقی انسان زیر پا گذاشته شود. چرا که واقعا دوست و یار هستند...

سلام آقای راد

خوبین؟
بله درست می فرمایید، 
دوست واقعی دوست واقعی است ( خودم این موضوع مهم رو کشف کردم :)) )

سلام ،صدای منو از بیان میشنوید ....
متن مثل همیشه عاااالی بود..😘

هورا که تو هم بیانی شدی میناااااا

آخ آخ الان محمد آقا میاد می گه اسمش مینا نیست، سایه است :)))

:))))))) هر چی شما بگی قبوله 
بهار،مینا،سایه:))))

آخ جون .... خیلی گلی :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان