راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

خوگیری به لذت

«ما انسان‌ها عمدتاً به این دلیل ناشادیم که سیری‌ناپذیر هستیم؛ پس از آنکه سخت برای آنچه می‌خواهیم کار کردیم معمولاً علاقه‌مان را به آنچه بدان میل داشتیم از دست می‌دهیم. به جای احساس رضایت، ملول می‌شویم و در واکنش به این ملال، به سراغ ارضای امیال تازه و حتی بزرگتری می‌رویم.

دو تن از روان‌شناسان این پدیده را بررسی کرده‌اند و نامی به آن داده‌اند: خوگیری به لذت.

یک راه رسیدن به شادکامی این است که فرایند خوگیری را در همان نطفه خفه کنیم: وقتی به چیزی رسیدیم که برای داشتنش سخت تلاش کرده‌ایم، باید دست به کارهایی بزنیم تا آن چیز برایمان عادی نشود... آسان‌ترین راه برای رسیدن به شادکامی این است که بیاموزیم چگونه چیزهایی را بخواهیم که داریم.

رواقیون گمان می‌کردند پاسخی برای این پرسش دارند. آنها توصیه می‌کردند که تصور کنیم همه‌ی چیزهای مورد علاقه‌مان را از دست داده‌ایم... رواقیون از این شگرد که آن را «فکر کردن به اتفاقات ناگوار» می‌نامیم، استفاده کرده‌اند. به نظر من این ارزشمندترین شگرد در جعبه‌ی ابزار روانشناختی رواقیون است.

خوگیری به لذت آنقدر قوی است که می‌تواند توانایی لذت بردن از زندگی و جهان را در ما بکُشد. فکر کردن به اتفاقات ناگوار راه‌حل قدرت‌مندی برای مقابله با خوگیری به لذت است. اگر به از دست دادن داشته‌هایمان فکر کنیم، می‌توانیم دوباره آنها را کشف کنیم و با تجدیدِ احساس قدردانی از داشتن آنها،‌توان لذت بُردن از آنها را هم در وجودمان احیا کنیم.


سنکا می‌گوید: «بخت بد بیش از همه به کسانی ضربه می‌زند که جز به بخت خوش نمی‌اندیشند.» اپیکتتوس هم همین توصیه را می‌کند: «باید به خاطر داشته باشیم که هیچ چیز در هیچ کجا برای همیشه نمی‌پاید. اگر متوجه این نکته نباشیم و بی‌‌خیال با این فکر زندگی کنیم که همیشه از همه‌ی چیزهای خوبی که داریم برخوردار خواهیم بود، وقتی که آن چیزهایی را که دوست داریم از دست می‌دهیم، گرفتار رنج و محنبت عظیمی می‌شویم.»

توصیه‌ی اپیکتتوس این است: «دقیقاً همان لحظه که فرزندمان را می‌بوسیم باید با خودمان فکر کنیم که شاید او همین فردا از دنیا برود.»... اپیکتتوس توصیه می‌کند وقتی از دوستی خداحافظی می‌کنیم، خوب است به این فکر کنیم که شاید این آخرین خداحافظی‌مان باشد. با این کار کمتر ممکن است به دوستانمان عادت کنیم و در نتیجه لذت بیشتری از دوستی‌مان می‌بریم.»


[فلسفه‌ای برای زندگی، ویلیام اروین، ترجمه محمود مقدسی،‌ نشر گمان]


صدیق قطبی

درود
فکر میکنم انسان کلا جاه طلبه و کمال گرا و هرچیزی که به دست میاره درست در همون لحظه به فکر فراتر از اون هست. البته این کلی هست و استثنا هم داره. به نظرم همین موضوعه که باعث میشه آدمها در تمام طول عمر تلاش کنند. اغلب پیشرفتهای انسان هم حاصل همین موضوعه. اما اینکه چیزی رو که با تلاش به دست آوردیم سبک بشمریم خب ایراده. آدم باید در کنار تلاش برای رسیدن به پله های بالاتر، از داشته هاش هم لذت ببره. البته که همه افراد در این کار موفق نمیشن...

سلام محمد آقا

موافقم با تحلیل شما :))

ولی فلسفه دردناکیه ....
همه چی. توی زندگی به آدم زهر میشه

اگر این اندیشه که "هیچ چیز در جهان پایدار نیست" را بپذیریم، از تلخی آن می کاهد....

جناب اپیکتتوس عجب تفکر سختی داشته !!
فرزندت رو می بوسی شاید او همین فردا از دنیا برود...
این باور پذیری خیلی سخته و برای اکثر انسان ها غیر ممکن.

سخت و تلخه...

البته باور به ناپایداری امور یک وجه است و نگرانی وجه دیگر

به نظرم میشه به ناپایداری امور معتقد باشیم  و وابستگی نداشته باشیم(وابستگی با دلبستگی تفاوت دارد)

در عین  حال  نگران آینده و اتفاقهای آینده نیز نباشیم...

فقط عنوان رو خوندم و داغ دلم تازه شد.
اتفاقا چند روزیه که دارم فکر می‌کنم به نوشتن در رابطه با موضوع که "ما لذت بردن رو یاد نگرفتیم!"
هرچند در نقطه نظری متقابل با متن تو قرار میگیره :))

خوبه...بنویس استفاده می کنیم :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان