راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

عشق و روح


عشق آسمانست و روح زمین، یعنی عشق فاعل است و روح قابل، بدین نسبت میان ایشان ارتباطی است معنوی، او این را در میکشد و او این را بر میکشد تا معنی رابطهٔ او در کشنده است و این برکشنده. و آنچه عاشق بمعشوق مایل است و معشوق بعاشق ناظر است از این جهت است و این از فهم اهل علم دور است و از نظر بصیرت ایشان مستور، زیرا که علم نقیب بارگاه است در درگاه ترتیب خیل و حشم و وجود و عدم نگاه دارد و اما بر ادراک اسرار پادشاه کاری ندارد و خاصیت عشق هم اینجا از تأثیر فروماند، زیرا که تأثیر خاصیت او آن بود که قابل را مستعد قبول فعل فاعل کند، ‌چون کرد فاعل بر کارست و قابل در دیدار و ذلِکَ سِرٌّ عَجیبٌ.
عین القضات همدانی  (لوایح)

موژان عزیزم لطفا ترجمه کن ...
بحث عشق و عاشقیه و مغز صفر و یک من عاجز از درک عشق

چشم

عشق اثر گذار است و روح اثر پذیر ، بخاطر همین است که انسان هایی که روح الهی دارند استعداد عاشق شدن را نیز دارند ،  ارتباطی معنوی بین عشق و روح برقرار است چراکه عشق در روح وارد میشود و نقش فاعلی دارد و روح عشق را در خود می پذیرد چون نقش قابلی دارد ،و این نسبت بین عاشق و معشوق نیز در فرایند عشق ظاهر می گردد، و عاشق میل به معشوق دارد و معشوق ناظر و پذیرا ی عاشق است ، و این موضوع برای اهل علم که درک استدلالی دارند قابل فهم نیست ، چون علم نگهبان بارگاه الهیست و حفظ مراتب علت و معلولی را بیان می کند ، و به اسرار الهی کاری ندارد وخاصیت عشق این است که قابل را مستعد قبول فعل فاعل کند ، ... و آن سری عجیب است .

موژان عزیزم این روزها توی قلبم نه آرامش هست و سکوت فقط ترس هست و یه تلاش بی پایان برای درک یه سری رفتارها و یه سری اتفاقات که از حد درک و فهمم خارجه .
برام دعا کن

وقتی همه جا اوست، ترس به دلت راه نده......

آرامش و شادی همیشگی نصیبت :))

این موضوع برای اهل علم که درک استدلالی دارند قابل فهم نیست .
واقعا خیلی درکش سخته ...
مرسی بابت توضیح عالی و روانت .
دوستت دارم اینهمممممه ;):):):)

می تو

این همه :)))))))

سلام 

سپاس🙏🏻

اشاره بسیار زیبایی است ،🌺🌺🌺

لوایح مملو از اشارات حقایق  ایقانی است .


تو گویی همه بزرگان از یک جام نوشیده اند ، 

شیخ احمد غزالی (ره) در کتاب سوانح العشاق اشاره مشابهی دارد ...


گاه روح عشق را چون زمین بود تا شجرة العشق از او بروید، گاه چون ذات بود صفت را تا بدو قایم شود، گاه چون انباز بود در خانه تا در قیام او نیز نوبت نگاه دارد، گاه او ذات بود وروح صفت تا قیام روح بدو بود، اما این را کس فهم نکند که این از عالم اثبات دوم است که بعدالمحو بود و اهل اثبات قبل المحو را کژ نماید.


چون آب و گل مرا مصوّر کردند

جانم عرض و عشق تو جوهر کردند

تقدیر و قضا قلم چو تر می کردند

حسن تو و عشق من برابر کردند


گاه عشق آسمان بود و روح زمین، تا وقت چه اقتضا کند که چه بارد. گاه عشق تخم بود و روح زمین، تا خود چه روید. گاه گوهر کانی بود و روح کان، تا خود چه گوهر است و چه کان بود. گاه چون آفتاب بود در آسمان روح تا خود چون تابد، گاه شهاب بود در هوای روح تا خود چه سوزد، گاه زین بود بر مرکب روح تا که بر نشیند، گاه لگام بود بر سرکشی روح تا خود به کدام جانب گراید، گاه سلاسل قهر کرشمة معشوق بود در بند روح، گاه زهر ناب بود در قهر وقت روح، تا خود که را گزد و که را هلاک کند ...

سوانح‌العشاق/احمد غزالی

🍀🌱🌺


سلام

بسیار بهره بردم از مطلبی که از سوانح العشاق نقل کردید
سپاس 🌷✨🌷

درود
ظاهرا این مدتی که ما نبودیم شمام فقط یکبار بودید... :))))

سلام

بله دیگه :)))

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
بزن مطرب که امشب دلبرم مستانه میرقصد
بت افسونگرم لب بر لب پیمانه میرقصد
بده ساقی شراب اتشین مست و خمارم کن
که امشب دلبرم در مجلس بیگانه میرقصد
توبه کردم که دگر باده پرستی نکنم
می ننوشم نکشم عربده مستی نکنم
مست بودم که چنین توبهی مستی کردم
عهد بستم که دگر توبه زمستی نکنم
عهد بستم که دگر می نخورم در همه حال 
یا رب دوست اگر ساقی شود می بدهد من چه کنم

سلام داخل نت داشتم دنبال یه شعر از وحشی بافقی میگشتم که تو وبلاگت داشتی کمی از پست پست هاتو دیدم خوشم اومد گفتم گفتم یه کامنت بذارم پاینده و پیروز باشید

**************************

سلام

خوش آمدید :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان