راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

بوسه نگاه

جهان را با نگاه بوسیدم و با دست لمس کردم


در اعماق ژرف دل جایش دادم


و روز و شب با افکار خویش آن را چنان به هیجان آوردم


تا آن که جهان و زندگیم یکی شد.


علاقه ام به زندگی از آن است


که نور آسمان را، که تار و پودم گشته، دوست دارم


رابیندرانات تاگور

از کتاب سرودهای جاودانی

۱ نظر

ستاره قطبی من





من تو را ستاره قطبى خویش کردم

و دیگر هرگز راهم را در سفر زندگى گم نخواهم کرد

و هرکجا روم تو آنجا حضور دارى

و فیض و برکت خود را چون هاله اى به دور من حلقه مى زنى

و چهره تو پیوسته در پیش چشمهاى باطن من ظاهر است

و اگر یک لحظه چشم از تو برگیرم، گویى چشم از جهان درون خویش بسته ام

و هر زمان که قلب من در مرز گمراهى قدم گذارد

تنها یک نگاه تو کافى است که از خویشتن شرمنده شود.


شعر و نقاشی:

رابیندرانات تاگور

ترجمه:

حسین الهی قمشه ای

۵ نظر
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان