راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

تمرین سکوت

تمرین سکوت
در زندگی روز مره ، در زمانی که روی کاناپه دراز کشیدیم ، یا روی صندلی تاکسی یا اتوبوس هستیم و یا هر جایی که فکر میکنیم فرصت مناسب هست ، هیچ صحبت اضافی نکنیم و تنها دم و بازدم خود رو بشنویم … چرا تاکید بر دم و بازدم هست ؟ چون تنفس دم و بازدم همیشه همراه ما هست … معنای زندگی است … معنای حضور خداوند در درون و بیرون ماست … آدمی با هر نفس می میرد و دوباره زنده می شود … و همچنین توجه به دم و بازدم باعث میشود فکرمان به جاهای دیگر منحرف نشود…
زمانی که میخواهیم غیبت کنیم، زمانی که میخواهیم بد گویی کنیم ، زمانی که میخواهیم جمله ی بدی رو به زبون بیاریم ، زمانی که میخواهیم در مورد شخصی قضاوت کنیم … یا زمانی که پر از خشم و عصبانیت هستیم … این جمله رو به یاد بیاوریم … سکوت … لحظه ای را سکوت کنیم  …
در ساعات سکوت درون خود رو بیدار می کنیم .
تنها سکوت کنیم و نسبت به دیده ها در پشت پرده چشم بی توجه باشیم…

۲ نظر

لزوم سکوت

بخشی از مطلب "تنهایی، سکوت ، عشق" از استاد ملکیان به نقل از سایت نیلوفر


علاوه بر اینکه ما به تنهایی احتیاج داریم، به سکوت هم احتیاج داریم و مراد از سکوت در اینجا سکوت صوتی تنها نیست، بلکه هر گونه سکوتی مراد است. هیچ وقت دقت کرده اید که چرا در ادیان و مذاهب خصوصاً دین و مذهب ما گفته اند که هنگام شب برخیزید. اگر واقعاً فقط مسأله تنهایی بود، تنهایی را در روز هم می توان فراهم آورد. مثلاً در اتاق را ببندد وکاری را که می خواهد در تنهایی انجام بدهد. اما چرا واقعاً گفته اند در شب وچرا گفته اند در تاریکی؟ به نظر شما علتش چیست؟

علتش این است که انسان باید همه وجودش را سکوت فرا گیرد. وقتی من در این اتاق باشم و در این اتاق نور باشد ولو کس دیگری هم در این اتاق نباشد، ولی در اینجا فقط سکوت صوتی است، اما سکوت بصری وجود ندارد. یعنی هنوز هم دیدنها ذهن مرا از سکوت خالی می کند و آن را برمی آشوبد و از این لحاظ گفته اند اولاً شب، چون شب روی هم رفته سکوت در همه جنبه هایش بیشتر از روز است وحتی سکوتهای بصری هم در شب تحقق می یابد آیا دقت کرده اید که می گویند بیماری هنگام شب، شدید می شود. ولی بیماری در شب شدید نمی شود. ما در شب وجودمان ساکت تر است و لذا توجهاتمان به خودمان بیشتر است و لذا دردها را بیشتر احساس می کنیم. کما اینکه اندوه ها را هم بیشتر احساس می کنیم، و کما اینکه امیدها و ناامیدی ها را هم بیشتر احساس می کنیم، شادی ها را هم بیشتر احساس می کنیم، آرامش را هم بیشتر احساس می کنیم و اضطراب را هم بیشتر احساس می کنیم. در واقع بیماری فرقی نمی کند ولی چون بیماری غیر از درد است ودرد ناشی از التفات انسان به خودش است لذا هر چه التفات ما به خودمان بیشتر می شود، احساس دردها بیشتر می شود. بیماری همچنان همان است، یعنی میزان فساد این دندان با آن دندان امروز ودیشب فرقی نکرده است ولی در شب چون التفات ما به خودمان بیشتر است، درد را بیشتر احساس می کنیم.

ادامه مطلب ۵ نظر
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان