راه میانه

میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است

عاشق شو

عاشق شو 
عشق را 
حلاج وشت سر دار می برد 
به هوش باش 
تحفه رنگارنگیست 
فرش را 
از سر دار 
به زیر پا می کشاند 


قائم 

۲ نظر

عاشقانه هایی از قائم

عاشقانه هایت را 

در گوش باد گفتم 

شادی کنان 

هو هو کنان 

رقصید رفت 

💖💖💖💖

بیچاره من 

فقط 

نگاهم به نگاهش افتاد 

غارت کرد و 

آتش زد 

خرمن هستیم را

بود و نبودم را 


خان عشق 

💖💖💖💖

گفتم که طلب دارم 

گفتا که چه می خواهی؟

گفتم که دلی عاشق 

یک جرعهء عشقم داد 

آتش ز دلم برخاست 

شد خانهء من بر باد 

💖💖💖💖

عشق تو 

عیسی دم است 

در سینه ام 

وگر نه قلبم 

دم به دم احیا 

نمی شود 

💖💖💖💖

ساعت قلبم را 

باعشق تو 

کوک کرده ام 

تا تو هستی 

می تپد 

💖💖💖💖

دارم 

عاشقانه های چشمانت را 

مخابره می کنم 

به جهان بی تکاپوی دلم 

احیای 

دل مرده 

جز این 

راهی ندارد 

💖💖💖💖

محبوب من 

تمام درختان 

چتر گشوده بر سرت 

آفتاب از شرم نگاهت نگیرد 

بلبلان 

عاشقانه هایت را 

زمزمه می کنند 

تا که گلها 

به عشق دیدنت 

به شکفتن شتاب کنند 

خیابانها 

کلمات گامهایت را 

می نگارند 

چون می دانند 

بی عشق تو 

تاریخ چون جام بی شراب 

عقیم خواهد بود 

💖💖💖💖

تولدت را 

به دفترها می نویسم 

جشن می گیرم 

تولدت 

چون تولد شیرازه ای ست 

که برگهای پراکنده را 

به هم پیوند می دهد 

بانو 

تولدت مبارک 


قائم

۲ نظر
در راه رفتن میانه رو باش!

از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان